هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

157

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

مىدانند ، ترديدى به خود راه نمىدهد . با وجودى كه روايات در سن او به هنگام اسلام آوردن متفق القول نيستند و گرايشهاى متفاوتى در اين زمينه وجود دارد ، از مجموعهء آنها مىتوان به اين نتيجه رسيد كه او ( به هنگام اسلام آوردن ) تازه به سن جوانى گام گذارده بود . در « صحيح » ابن ماجه آمده كه على ( ع ) فرموده است . « من بندهء خدا و برادر رسول خدا و بزرگتر ياور او بوده‌ام و كسى جز آنكه دروغگو باشد چنين ادعايى كه من دارم نمىتواند داشته باشد هفت سال پيش از همهء مردم نماز گزاردم » الحاكم در مستدرك خود و طبرى در تاريخش نيز اين روايت را نقل كرده‌اند . و در مسند احمد به نقل از على ( ع ) آمده كه فرموده است : « ابو طالب بر ما وارد شد و من به اتفاق رسول خدا در نخلستان مشغول نماز بوديم رو به ما كرده گفت : برادر زاده چه كار مىكنيد ؟ پيامبر جريان را برايش شرح داد و او را به اسلام فراخواند گفت : آنچه مىكنيد ضررى ندارد » راوى مىافزايد كه على ( ع ) فرمود : پروردگارا جز پيامبرت بنده‌اى از اين امت را نمىشناسم كه پيش از من ترا پرستيده باشد من هفت سال پيش از مردم بر تو نماز گزاردم . « نسايى » و صاحب « كنز العمال » در جلد ششم كتاب خود نيز مضمون اين روايت را تأكيد كرده‌اند . و به اين روايت مىافزايد كه ابن مسعود مىگفت : اولين چيزى كه دربارهء رسول خدا ( ص ) دانستم اين بود كه روزى به اتفاق عموهايم وارد مكه شدم به نزد عباس بن عبد المطلب راهنمايى شديم وقتى به او رسيديم كنار زمزم نشسته بود . ما نيز پيش او نشستيم و در همان حال كه نشسته بوديم مردى سفيدگون كه چهره‌اش به سرخى مىزد و بر سر موهاى مجعد بلندى داشت كه به روى گوشهايش كشيده شده بود با بينى عقابى و دندانهايى چون مرواريد و چشمانى درشت و سياه و ريشى انبوه و گونه‌اى كشيده و دست و پاهايى ستبر كه با دو پيراهن سپيد بر تن همچون ماه شب چهارده و در سمت راستش نوجوانى خوش سيما و پشت سرش زنى پوشيده روى ، از راه رسيدند او به سوى كعبه رفت نوجوان و زن حجر الاسود را بوسيده و به اتفاق به دور آن طواف كردند گفتيم اى ابو الفضل اين كار چيست كه تا كنون سابقه نداشته ؟ مگر اتفاقى افتاده است ؟ گفت : اين برادرزادهء من محمد بن - عبد اللّه است و نوجوانى كه با اوست على بن ابى طالب و زن ، همسر او خديجه دختر خويلد است و به خدا سوگند كه ما بر روى زمين جز اين سه تن كسى را نمىشناسيم كه خداى را بدين آيين بپرستند .